حسين بن حسن خوارزمي

مقدمة 23

شرح فصوص الحكم

موجود است ، از اين روى به مقايسهء اين دو شرح پرداختم و در حين مقايسه دريافتم كه شرح خوارزمى را نمىتوان از شروح مستقل فصوص الحكم بشمار آورد ، زيرا خوارزمى اين شرح را با توجه به شرح قيصرى پرداخته است نه آن چنان كه بابا ركنا و ديگران به شرح قيصرى توجّه دارند ، بل توجه خوارزمى به گزارش قيصرى بيش از آنست كه معاصران و يا متأخّران داشته‌اند . خوارزمى گزارش قيصرى را اساس و پايهء اين شرح قرار داده و پا به پاى قيصرى پيش رفته است بطورى كه همچون قيصرى متن فصوص را تقسيم كرده و همچون او به شرح مباحث موجز فصوص پرداخته است . آن بهره از مطالبى كه در گزارش خوارزمى ديده مىشود و در شرح قيصرى نيست عبارتند از : مبلغى اشعار فارسى از سنائى و عطار و مولوى و خواجه ابو الوفا و خود شارح ، و نيز در دو مورد مطالبى در حدّ هفت سطر به نقل از نثر الجواهر ابو الوفا ، و در يك مورد اشاره اى به شرح عبد الرزاق كاشانى . بقيهء مطالب در گزارش خوارزمى عينا مطابق است با گزارش قيصرى ، بطورى كه خوارزمى از ترجمهء متصرفانهء مقدّمهء قيصرى شروع مىكند و تا پايان فصوص پا به پاى قيصرى پيش مىرود . بايد متذكر شوم كه اين ترجمه و برگردان خوارزمى همانند كار عزّ الدين محمود كاشى در پرداختن مصباح الهداية نيست ، زيرا كه همچنان كه مىدانيم مصباح الهداية ترجمهء محض عوارف المعارف نيست بلكه محمود كاشى در پرداختن مؤلَّفه اش عوارف را مأخذ عمدهء خود قرار داده و مطالبى از كتاب اللمع ابو نصر سراج و قوت القلوب ابو طالب مكَّى و رسالهء قشيرى بر آن افزوده است « 9 » آن چنان كه كتابش هم از جهت ساختارى و هم از لحاظ مطالب عينا با عوارف مطابق نيست . اما شرح فصوص خوارزمى سواى اشعار فارسى آن و حدود ده سطر مطالبى كه از نثر الجواهر و شرح فصوص عبد الرزاق كاشانى برگرفته ، عينا مطابق است با شرح بسيار عميق و ارزنده اى كه قيصرى بر فصوص نوشته و در واقع مبناى جميع شروح بعد از او قرار گرفته است . براى روشن نمودن اين مطلب ، به قياس قسمتى از مقدّمه شرح خوارزمى و گزارش قيصرى توجه مىدهم « 10 » :

--> « 9 » ر ك : مصباح الهداية 60 - 63 . نمونهء ديگر آن تجارب السلف هند و شاه است با قياس به الفخرى ابن طباطبا . « 10 » بايد گفت كه جامى در نقد النصوص در فص اسماعيلى ، مطلبى را كه در اعدام وجودات ثانى ص 169 س 15 - ص 170 س 11 آورده بعينه از شرح خوارزمى بر گرفته است .